گفت:

بالاخره از شرش خلاص شدم 

هرچند باید زودتر از اینا باید شوتش میکردم بیرون 

هنوز حقوقمو ندادن و من پشیمون از قبول کاری که انجام دادم 

خواهربه خواهر دروغ میگه 

میترسم از راهی  که تا الان رفتم  و سرگردون تو برهوت زندگی 

میگه دلم براش تنگ شده  درکش نمیکنم نمیفهمم حرفاشو 

دوست داشتن و دوست داشته شدن هم جالب انگیزناکه 

پشیمونم از راهی که رفتم

و به شدت خسته 

اخلاق گندتو بزار بیرون خونه  بعد تشریفتو بیار تو !!

کاش میشد همه چی رو بیخیال شد و رفت به ناکجا اباد 

دلم میخواد دهن گنده تو با نخ و سوزن بدوزم تا تولال شی و من راحت 

پر از تنفر و حس بدم 

یه کاری میکنیب انقد غر نزن انقد رو مخ بقیه نرو قرار نیس بقیه با سلیقه تو هماهنگ باشن خیلی عذاب آوری

عمر طولانی بدون عزت به هیچ دردی نمیخوره

خدااااا میشه انقد  دق ندی یکمم رحمتتو برخ بکش نه قدرتتو یکمم مهربونیتو نشونمون بده

و گفت همچنان توی عذاب الیمم که خودم هیچ نقشی توش نداشتم هر روزم مردگیه نه زندگی گذشته حال آینده برم خر کیو بچسبم هیچکس حالمو نمیفهمه ....